حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

ترجمهء احوال 20

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

او تحصيل كرد « 1 » و ديگر اين دو نفر اولاد است كه الحق و الانصاف اسباب نيكنامى پدرشان هستند و دانشمندانى كه زحمت براى تحصيل مشروطيت و سلطنت ملى ميكشيدند هرگز منتظر و متوقع نبودند كه به اين زودى به اين نتيجه و اين ثمر برسند بلكه مقدمات را براى ده سال بعد ترتيب ميدادند ، مردم هم كه در سفارتخانه بودند در آخر امر دولت قانونى را تقاضا مينمودند ، درين اثنا برحسب علم و اطلاعى كه پسرهاى مشير الدوله داشتند لفظ كنستى توسيون « 2 » را در فرمان و دستخط مظفر الدين شاه مندرج ساختند و پس از رسميت و اطلاع به سفراء ، كار از دست درباريها خارج شد « 3 » . نخستين كسى كه واژه كنستى توسيون را به زبان آورد مرحوم ميرزا حسن خان پيرنيا مشير الدوله بود « 4 » . در 14 جمادى الثانيهء 1324 بود كه فرمان مشروطيت صادر و در 18 شعبان مجلس شورى تشكيل شد « 5 » . مرحوم ملك‌زاده مينويسد : « از آزاديخواهان جمعى از اشخاص مطلع مانند صنيع الدوله ، مخبر السلطنه ، مشير الملك ، محتشم السلطنة ، بعضى نظامنامه‌هاى انتخابات ملل ديگر را ترجمه و تعديل كرده نظامنامهء انتخاباتى ترتيب ميدهند ولى به دو اشكال برميخورد : يكى از طرف رؤساى روحانى و ديگر از جانب رجال مستبد دربارى كه وليعهد باطنا در رأس آنهاست . نقطهء نظر روحانيون اين است كه از بابيهاى ناصر الدين شاهى يعنى منور الفكران و بىاعتقادان به روحانىنمايان كسى داخل مجلس نشود ، نقطهء نظر رجال مستبد اينست كه قواى مملكت فقط در تحت ارادهء شاه باشد و تجزيه نگردد » . عصر روز پنجشنبه 18 جمادى الاخرى 1324 ، مشير الملك پسر بزرگتر صدراعظم با جناب آقا ميرزا محمد صادق و جمعى ديگر از صاحبقرانيه آمدند به شهر و وارد به سفارتخانه شدند و رفتند در چادر بزرگ تجار . مشير الملك در مجلس جلوس نمود ، جناب آقا سيد عبد الحسين واعظ رفت بالاى منبر و اظهار مراحم و الطاف اعليحضرت را بمردم نمود . . بعد مشير الملك رفت روى صندلى فرمان اعليحضرت شاهنشاه را قرائت نمود . و دستخطى را كه كاشف از عفو و اغماض متحصنين بود بعد قرائت كرد .

--> ( 1 ) - نصر اللّه خان مشير الدوله مردى آرام و بىآزار بود ، از پيرزاده شنيدم كه وقتى او از ميدان نائين ميگذشته است ، يكى از اخلاف حاجى عبد الوهاب در بالاخانه مشرف به ميدان نشسته بوده‌اند ، ميفرمايد اين جوان نزد خدا يك كرور نصيب دارد . در موقع وفات شايد بيش از اينها مكنت داشت . ( خاطرات و خطرات ص 204 ) ( 2 ) - Constitution ( 3 ) - تاريخ بيدارى ايرانيان ص 446 ( 4 ) - براون : انقلاب ايران ص 499 ( 5 ) - تاريخ انقلاب مشروطيت ، ج 2 ص 187